|
4- راههاي كنترل
در ايالات متحده آمريكا جنبش وسيعي جهت مبارزه با آلودگي آب در سال 1972 با تصويب لايحه ((آب پاك)) توسط كنگره آغاز گشت. اين قانون آغازگر اين طرز فكر بود كه بايد تمامي راههاي تخليه منابع آلودگي به درون آبهاي سطحي چون رودها، درياچه ها، تالاب ها، درياها و... مسدود گردد. اين قانون از كساني كه اقدام به آلوده كردن آب مي نمودند خواست تا از مقامات مسئول جهت كار خود كسب مجوز نموده و در طول زمان متعهد به كاهش مقدار آلودگي ها گردند. همچنين با اهداي بودجه هاي قابل توجهي به ايالت ها اجازه داده شد تا اقدام به كشت گياهان كاهنده آلودگي آب هاي آلوده به خصوص فاضلاب نمايند.
از زمان تصويب قانون ((آب پاك)) در سال 1972 بيشتر منابع نقطه اي آلودگي آب در ايالات متحده يا برچيده شده و يا اقدامات تصفيه كننده لازم روي آنها صورت گرفته است. گياهان تصفيه كننده آب در برخي مناطق آب را آنچنان تميز مي كنند كه مي تواند مجدداً مورد استفاده قرار گيرد. صنايع نيز در حال تغيير سيستم هاي تخليه فاضلاب خود به طرقي هستند كه علاوه بر توليد كمتر فاضلاب، مقادير توليد شده نيز آلودگي كمتري ايجاد نمايند. در نتيجه اكنون آبهاي سطحي بسيار تميز تر از سال هاي قبل از 1972 مي باشند. در 1990 يك بررسي جامع نشان داد كه سه چهارم آبهاي سطحي اين كشور جهت شنا كردن و ماهيگيري از تميزي لازم برخوردار هستند. تميز كردن درصد باقيمانده آبها نيز احتياج به تلاش بيشتر جهت حل مشكلات پيچيده ناشي از منابع غير نقطه اي آلودگي دارد.
كنگره آمريكا از تمامي ايالات خواست تا پس از شناسايي منابع غير نقطه اي آلاينده آب اقدام به حذف آنها نمايند. از آنجا كه رفع معضلات ناشي از آلودگي هاي غير نقطه اي بسيار دشوار مي نمايد بهترين راه حل براي آن جلوگيري از پديد آمدنش به نظر مي رسد.
در مناطق شهري وجود تابلوهاي آگاهي دهنده باعث تشويق مردم به نريختن زباله هايي چون روغن كهنه خودرو يا بخاري هاي قديمي و ... به درون آب مي گردد. افراد خانه دار نيز تشويق به اين كار مي شوند كه در استفاده از آفت كش هاي باغچه ها محتاط تر بوده طوري كه رواناب آلوده كمتري ايجاد كرده و موجب Eutophication (انباشتگي) نگردند. در كارگاه هاي ساختماني هم از پيمانكاران خواسته شده تا با اقدامات مختلفي چون كاگذاري Tarp ها و دام هاي رسوب گير و كاشتن چمن از فرسايش خاك جلوگيري نمايند.
در مناطق حومه شهرها و در روستاها تلاش بر اين است تا اثرات سوء ناشي از فعاليت هاي مختلف كشاورزي چون حشره كش ها، پساب ها، فرسايش و كودها نيز كاهش يابد. در اين راستا زارعين و باغداران تشويق شدند تا درختان و گياهان كناره نهرها را قطع نكرده و دست نخورده باقي گذارند تا با اين كار از فرسايش خاك جلوگيري گردد. مناطق دامنه اي نيز هم اكنون به جاي جهت سرازيري در راستاي خطوط كانتور شخم زده مي شوند تا علاوه بر جلوگيري از فرسايش باعث ايجاد آبراهه هايي نيز بگردند. گاوها نيز از آبراهه ها دور نگه داشته شده و در اسطبل هاي خود نگهداري مي شوند تا بتوان دفعيات آنها را به طريق مناسب جمع و زائل نمود.
دولت هاي جهان با روند فزاينده اي تالاب هاي خويش را بيش از پيش حفاظت مي كنند. چرا كه اين مناطق تله هاي خوب براي آبهاي آلوده بوده، گياهان آن مواد غذايي زائد را جذب كرده و بسياري آلاينده ها در آن ته نشين مي گردند. در بسياري از مناطق نيز تالاب هاي از دست رفته در حال احيا هستند. اما عليرغم همه اين جنبش ها هنوز راه زيادي در پيش است.
در كشور آمريكا سازمان حفاظت محيط زيست (EPA) مسئول اصلي مبارزه با آلودگي هاي انساني مي باشد. EPA با تعيين استانداردها، راههاي پشگيري و پيگيري، كشت گياهان تصفيه كننده و حتي اقدامات قهري در جهت كاهش آلودگي هاي محيط زيست گام بر مي دارد. همچنين EPA با اتكا به قانون آب آشاميدني پاك (SDWA) مصوب سال 1974 و اصلاح شده در سال هاي 1986 و 1996 اقدام به تعيين استانداردهايي جهت آب هاي آشاميدني گرفته شده از منابع سطحي نموده است. طبق اين معيارها، بايد كليه آب هاي آشاميدني تا سال 2000 از باكتري Cryptospondium فارغ باشند. اين قانون همچنين از ايالات مي خواهد كه نقشه منابع تهيه آب هاي آشاميدني خود را ترسيم نموده و منشاء هاي آلاينده اين آبها نيز شناسايي گردند. در حالي كه در پرتو قانون SDWA (Safe Drinking Water Act) آب آشاميدني آمريكا يكي از سالم ترين ها در دنيا محسوب مي شود اما هنوز بسياري از منابع آب اين كشور به استاندارد EPA دست نيافته اند.
سازمان EPA همتاهاي زيادي نيز در كشورهاي مختلف دارد. اما مسئوليت آنها كمي با هم متفاوت است. براي مثال در فرانسه امور آلودگي آب بيشتر بر عهده دولت فدرال گذاشته شده است در حالي كه در كشوري چون كانادا هر ايالت مسئول تامين پاكي آب خود مي باشد.
از آنجا كه در دنيا آبهاي سطحي، درياچه ها و درياهاي فراواني موجود است در رابطه با تامين پاكي برخي از آنها نياز به برخي معاهده هاي بين امللي به چشم مي خورد. به طور مثال دو كشور آمريكا و كانادا تا كنون 9 معاهده در رابطه با تامين سلامت و كيفيت آب دوطرف و به خصوص منابع آب مشترك به امضا رسانيده اند.
با وجود اينكه تا كنون چند معاهده مهم بين المللي جهت پيشگيري از آلودگي آبهاي جهان مانند:
1- پيمان بين المللي جلوگيري از آلودگي درياها با جمع آوري زباله هاي سطحي (1972)
2- معاهده بين المللي جلوگيري از آلودگي ناشي از كشتي ها معروف به MARPOL(1973(
به امضا رسيده است اما اين معاهدات غالباً عملكردي ضعيف داشته اند.
John Hart
Encarta 2004 Encyclopedia
مترجم: سيد جواد حسيني
|